فلسفه زندگی

اگر از خیلی از آدمها بپرسیم چرا زندگی می کنیم و اینهمه شب وروز تکراری برای چیست ،جواب روشنی ندارند و فقط ازکنار این سوال عبور می کنند

اما یک جواب خیلی روشن وجود داره

اگرخداوند اراده می کرد هرکدام از ما تمامی آنچه برای زندگی لازم هست رو دراختیار می داشتیم و نیازی به اینهمه کار و تلاش نبود و درنتیجه ارتباطات زیادی با یکدیگرنمی داشتیم و منافع مادی همدیگررو درخطر قرار نمی دادیم و بالطبع هیچ جنگی نمی بود و انسانها هرروز خداوند را شکرگزار بودند و.....

اما خداوند نعمتی بنام نیاز را در انسانها قرار داد

انسانها بخاطر نیاز هاشون مجبورند که باهم ارتباط برقرار کنند

و درنتیجه این ارتباطات و بازخوردی که از هم می گیرند هرروز می توانند رشد کنند

بطورکلی دو نوع سیستم وجود دارد :باز و بسته

سیستم بسته درواقع با محیط خود تعامل ندارد و رشد هم نمیکند

اما سیستم باز در اثر بازخوردی که از محیط دریافت می کند در معرض رشد قرار دارد

مانند یک رستوران که از مشتریان خود نظرخواهی می کند و کیفیت خدماتش را بهبود می دهد

پس زندگی در واقع تمرین روزانه برای رشد کردن ماست

البته که کار و تلاش و انجام صحیح کارها یک ارزش است اما هدف نهایی انسان نیست

همانطور که پیشرفت مادی هم یک ارزش است اما هدف نهایی نیست

ابروبادومه و خورشید و فلک درکارند... تاتونانی به کف آری و به غفلت نخوری

/ 0 نظر / 120 بازدید